زين العابدين شيروانى

483

بستان السياحه ( فارسي )

عن جدّ كلانتر آن ديار بوده‌اند و بزركى در آن شهر و نواحى نموده‌اند و ديكر سلسلهء خواجكانست ايشان زبدهء خاندان نجابت و قدوهء دودمان اصالتند نسب ايشان بمولانا محمود شبسترى مؤلّف كلشن راز و رسالهء حق اليقين مىپيوندد ايشان اهل قلم و علم و در اكثر فضائل صورى و معنوى بر اهالى آن ديار مقدّمند عن‌قريب احوال اكابر ايشان نيز مذكور مىشود راقم مدّتى در آن ديار بوده و با اكابر و اعاظم آنجا معاشرت نموده و با ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال و خداوندان جاه و جلال طريق مجالست و مخالطت پيموده كه تفصيل احوال ايشان موجب تطويل كلام خواهد بود لهذا باختصار كوشيده بذكر چند نفر ايشان اختصار مىنمايد ذكر احوال قدوة العارفين و زبدة المحقّقين العارف باللّه مظفّر على شاه طاب ثراه اسم شريف آن جناب ميرزا محمّد تقى بن ميرزا محمّد كاظم است افضل فضلاى زمان و اعلم علماى دوران بود و در مراتب علوم نقليّه و فنون عقليّه كمتر كسى به آن جناب برابرى مىنمود و در معارف عرفان و لطائف ايقان آن جناب را عديل و نظير نبود كتاب بحر الاسرار بر كمال آن قدوهء احرار دليلى است ساطع و برهانى است قاطع قرنهاى بسيار است كه مانند آن بزركوار ظهور ننموده و مثل آن جناب كسى حقايق و دقايق طريقت را ذكر نفرموده است به اعتقاد فقير آن حضرت نظير عارف قيّومى جلال الدّين رومى است ميان آن دو بزركوار مناسبت تمام و مشابهت لا كلام است چنانچه مشهور است كه مولانا شمس الدّين تبريزى امّى بوده و مولانا رومى را ربوده مشتاقعلى شاه نيز امّى بوده و مولانا كرمانى را ربوده و مولانا رومى مقطع قصايد و غزليّات خود را بنام شمس الدّين نموده و مولانا كرمانى نيز مقطع قصايد و غزليّات خود را باسم مشتاقعلى شاه فرموده شمس الدّين را به درجهء شهادت رسانيدند و مشتاقعلى شاه را نيز شهيد كردند راقم كويد در مراتب عشق و فقر و فنا و سوز و كداز مولوى كرمانى با مولوى رومى برابر كويا و در بعض فضائل صورى مثل حكمت اشراق و مشاء مولوى كرمانى برتر و در ساير علوم ظاهرى يكسانند و اللّه اعلم بحقايق الحال آباء و اجداد آن بزركوار در كرمان بشغل طبابت اشتغال مىنمودند و در كمال عزّت و در مهد حرمت آسوده و مرجع انام و مآب خاص و عام مىبودند و مولانا در بدايت حال به تحصيل فضل و كمال مشغول بود و در اندك‌زمانى در علوم عقلى و نقلى بر فضلاى عصر سبقت نمود و در فضائل انسانى و كمالات نفسانى مشهور كرديده وصيت فضيلت آن بزركوار بكوش هوش اعالى و ادانى رسيده طالبان علم از بلاد بعيده آمده در خدمتش مستفيض مىكرديدند و مسائل مشكله از علوم عقليّه و نقليّه از آن جناب پرسيده بمطلب خويش مىرسيدند چون مولانا از علوم ظاهرى باطنى نديد و از معالم صورت بوى معنى نشنيد لاجرم طالب پيرو مرشدى كرديد و در همان ديار به خدمت عارفان باللّه نور على شاه و مشتاقعلى شاه و رونق‌علىشاه قدّس اللّه اسرارهم رسيد و ربودهء مشتاقعلى شاه كرديد و به‌حسب‌الامر جناب نور على شاه قدّس سرّه جناب رونق‌علىشاه طاب ثراه مولانا را تلقين و ارشاد فرمود و چند سال در خدمت و ملازمت حضرت مشتاقعلى شاه قدّس سرّه سلوك نموده در لوازم مجاهده و رياضت اهتمام تمام بجاى آورد و از يمن انفاس ولايت اساس پاكان از لوث اوهام و شكوك پاك كشت و از علوم ظاهرى و كمالات صورى دركذشت و به مرتبهء اعلى و درجهء قصوى رسيد آنكاه رخصت ارشاد يافت و بهدايت عبّاد مامور كرديد و اين ابيات دربارهء آن مظهر كرامات مناسب آمد بيت رونق بازار دل كيست مظفّر على * رشك بتان چكل كيست مظفّر على مايهء آرام جان واسطهء كام جان * دم‌به‌دم و متّصل كيست مظفّر على سالك راه سوى با نظر مستوى * از قدم معتدل كيست مظفّر على از دم شاه ولى و از دم فيض على * نور ده آب و كل كيست مظفّر على مولانا از علماى ظاهر جور بسيار ديد و اذيّت و آزار از اهل روزكار بيشمار كشيد من‌جمله ملّا عبد اللّه كرمانى كه يكى از معاندين اهل يقين بود و بر قتل مشتاقعلى شاه قدّس سرّه فتوى داد و اقدام نمود و در خدمت قهرمان ايران آقا محمّد خان سعايت قتل مولانا نمود و چون آن شهريار دانا دريافت نمود كه عرض ملّا عبد اللّه مبنى بر غرض و در دلش مرضى است و آنچه دربارهء مولانا عرض نموده در آن مدّعى است لاجرم بعرض